تاریخ انتشار | 26 فوریه 2022 |
---|---|
فرمت فایل | ورد ـ word ـ قابل ویرایش |
تعداد صفحات | 17 صفحه |
این تحقیق مقاله دارای موضوعاتی همچون مقدمه تحلیل نتیجه گیری و … می باشد و در ۱۷ صفحه تنظیم شده است و دارای پسوند ورد word قابل ویرایش است
تنها منبعى كه براى مطالعه مبانى نظرى علم اخلاق از ديدگاه مرحوم حاج ملا محمدمهدى ابن ابىذر نراقى (۱۲۰۹ ق)، مشهور به «محقق نراقى» در دسترس است، كتاب جامع السعادات او است. گر چه اين دانشمند فرهيخته و پركار در علوم و فنون متعددى همچون: فقه، اصول، فلسفه، رياضيات و هندسه، جبر و هيات، كتابهاى متعددى نگاشته است، ولى آنچه از وى در دانش اخلاق در دست است، (۱) تنها كتاب گرانسنگ جامع السعادات است; هر چند در مواضعى از كتب فلسفى خود به مباحث «نفس» پرداخته است. (۲)
اين كتاب چنان كه بسيارى از صاحبنظران معترفاند (۳) – علىرغم برخى انتقادات – (۴) همچنان از جاىگاهى بس والا در زمينه علم اخلاق برخوردار است.
اينك به بررسى چهارچوبهاى نظرى اخلاق بر مبناى كتاب جامع السعادات مىپردازيم: محقق نراقى پس از آنكه انسان را موجودى دو بعدى – بعد جسمانى و بعد روحانى – معرفى مىكند، دانش اخلاق را متكفل بيان تفاصيل امراض روح و شيوههاى معالجه اين امراض مىداند. مراد وى از امراض روح همان رذايل اخلاقى است كه اين امراض با تخليه نفس از رذايل و تحليه آن به فضايل معالجه مىشود. از آن جا كه نفس انسان، «مجرد» و تا ابد باقى است، پس اگر به صفات نيكو مزين باشد، تا ابد خوشبخت و اگر متخلق به اخلاق رذيله گردد و بر همان حال بماند، در عذاب و بدبختى جاودانه خواهد بود.
براى اصلاح نفس و قدم گذاشتن در راه تزكيه، ابتدا بايد نفس را از رذايل اخلاق پاك كرد تا فضايل در نفس راه يابند. از اين رو محقق نراقى با اشاره به اين اصل بيان مىدارد: «ثم ما لمتحصل التخلية، لمتحصل التحلية» . (۵)
وى افرادى را كه فقط بر طاعات ظاهرى، مواظبت و مداومت دارند و به فكر خانهتكانى دل خويش از حسد، كبر، ريا و… نيستند، به گورى تشبيه مىكند كه ظاهرش آراسته و زيبا است و در باطنش مردارى گنديده قرار دارد.
موضوع دانش اخلاق، نفس ناطقه انسانى است و از همين رو اين دانش، برترين علوم است; زيرا فضيلت هر علمى به شرف و برترى موضوع آن علم است و چون نفس انسان شريفترين موجود اين عالم است و لب و حقيقت انسان را «نفس» او تشكيل مىدهد، پس دانش اخلاق نيز شريفترين علوم خواهد بود.
نكته ديگر اين است كه از نظر محقق نراقى، دانش اخلاق علم نظرى صرف نيست; بلكه او اخلاق را «صناعت» مىداند و بر جنبه عملى آن تاكيد مىكند. وى مىفرمايد: «… زندگانى حقيقى انسان متوقف بر تهذيب اخلاق است كه با معالجات مقرره در اين صناعت امكانپذير است…» . (۶)
گام بعدى در راه تزكيه نفس و تخلق به فضايل، شناخت نفس و قواى آن است.
«نفس» را به اعتبار توقف حيات بدن بر آن، «روح» و به اعتبار ادراك معقولات، «عقل» و به اعتبار دگرگون شدن آن با خاطرات، «قلب» مىنامند. از ديدگاه مرحوم محقق نراقى نفس را چهار نيرو است: نيروى عقل، نيروى شهوت، نيروى خشم و نيروى وهم، كه آن را به اعتبار هر يك از اينها به ترتيب به فرشته، حيوان درنده، چهارپا و شيطان تشبيه كردهاند.
شان قوه عقل ادراك حقايق، تشخيص خوب و بد، امر به كردار نيك و نهى از كردار ناپسند است. امورى را كه موجب صدور افعال درندگان از آدمى مىشود، به قوه خشم نسبت مىدهند. شان قوه شهوت نيز چيزى جز بندگى فرج و بطن نيست و بالاخره يافتن راههاى نيرنگ به قوه وهمى شيطانى مربوط مىشود.
اجتماع اين نيروها را در انسان به گرد آمدن يك حكيم با سگ و خوك و شيطان در محلى در بسته تشبيه كردهاند كه ميان آنها مبارزهاى در گرفته است و هر كدام غلبه كند، حكمرانى بدن از آن او است. نفس همواره محل تنازع و تدافع اين چهار قوه است تا اين كه يكى از آنها بر ديگر قوا غالب آيد. قوه غضبيه او را به ظلم، ايذا، دشمنى و بغض دعوت مىكند; قوه شهويه او را به منكرات، فحشا، حرص بر خوردن و كاميابىهاى شهوانى فرا مىخواند; قوه وهميه اين دو را تهييج و به فعاليتبيشتر تحريك مىكند. در اين ميان عقل وظيفه دارد سركشى نيروى خشم را با مسلط ساختن نيروى شهوت بر آن مهار نمايد و فزون خواهى نيروى شهوت را با چيره گرداندن خشم بر آن تعديل كند، و نيرنگهاى شيطانى را با بصيرت نافذ خود كشف و خنثى نمايد. پس اگر بر اين نيروها چيره شود و افعال بدن را تنها تحتسيطره و اشاره مستقيم خود قرار دهد، تمام اين قوا در مجرايى معتدل و به دور از افراط و تفريط قرار مىگيرند; ولى اگر عقل نتواند بر آنها پيروز شود، اين قوا بر او چيره گشته، او را به استخدام خود درمىآورند.
پس انسان همواره همانند سگى در گزيدن و آزار رساندن، و همچون خوكى غرق در فحشا و منكرات، و چونان شيطانى به دنبال يافتن نيرنگها و حيلهها براى جلب رضايتسگ و سير كردن خوك است; در اين صورت اگر عنايت الهى شامل حال او نشود، دچار هلاكت و بدبختى جاودانى خواهد شد.
ناگفته نماند كه منشا تنازع و تجرد و بقا در نفس انسانى، قوه عقليه است; زيرا در اين مبارزه هميشه در يك طرف قوه عاقله و در طرف ديگر ساير قوا قرار دارند و از همين رو است كه در نفوس ساير حيوانات تنازع و تجاذبى نيست; هر چند كه اين نفوس در اين كه كدام يك از اين قوا در آنها غالب است، مختلف اند.
مرحوم نراقى سه اصطلاح قرآنى «نفس مطمئنه» ، «نفس لوامه» و «نفس اماره به سوء» را اشاره به صفات سهگانهاى در نفس مىداند كه به حسب حالات گوناگون خود متصف به آن مىگردد. (۷) به اين بيان كه وقتى قوه عقل بر سه قوه ديگر غلبه يابد و آن سه مطيع و منقاد قوه عاقله گردند، «نفس مطمئنه» ناميده مىشود; زيرا اضطراب و تلاطم حاصل از تدافع قوا در نفس آرام گرفته و به اطمينان بدل گشته است; اما هنگامى كه عاقله به طور كامل غلبه نيابد، ميان آن و ساير قوا تنازع و تدافع خواهد بود. پس اگر قوه عقل شكستبخورد و فرد مرتكب خطايى گردد، پشيمانى نفس را به دنبال خواهد داشت و به اين اعتبار آن را «نفس لوامه» ناميدهاند. حال اگر نيروى عقل چنان مقهور و مغلوب ديگر قوا شود كه بدون هيچ گونه دفاعى تسليم آنها گردد «نفس اماره به سوء» ناميده مىشود. وجه اين كه آن را «اماره به سوء» ناميدهاند آن است كه در اين حالت قوه عقل چنان مضمحل و مغلوب گرديده و بدون هيچ گونه دفاعى تسليم نيروهاى شيطانى شده كه گويى او خود به بدى امر كرده است.
و…
این ها فقط بخشی از متون این مقاله و تحقیق و پروژه به صورت پراکنده و ناقص می باشد ، برای دانلود تحقیق ، دانلود مقاله ، دانلود پروژه به صورت کامل لطفا آن را خریداری نمایید. ( بالای صفحه )
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.