در صورت مشکل در پرداخت آنلاین محصولات به شماره 09362510164 در تلگرام پیغام ارسال کنید و یا بر روی لینک کلیک کنید تا به ایدی ما پیغام ارسال شود.

دانلود تحقیق مقاله يونان‌ در عهد تمدن‌ كرت‌

دسته بندی : / / / /


تاریخ انتشار

04 مارس 2022

فرمت فایل

ورد ـ word ـ قابل ویرایش

تعداد صفحات

12 صفحه

این تحقیق مقاله دارای موضوعاتی همچون مقدمه تحلیل نتیجه گیری و … می باشد ودر ۱۲ صفحه تنظیم شده است و دارای پسوند ورد word قابل ویرایش است

برخی از عناوین تحقیق يونان‌ در عهد تمدن‌ كرت‌

  • مقدمه
  • غوكان‌ افلاطون‌
  • بازيافتن‌ كرت‌
  • خدمت‌ بزرگ‌ باستان‌شناس‌ انگليسي‌
  • ادوار تمدن‌ كرت‌
  • مردان‌ و زنان‌ كرت‌ چگونه‌ مي‌انديشيدند؟
  • انحطاط‌ كرت‌
  • نتیجه گیری
  • منبع

برخی از توضیحات مقاله يونان‌ در عهد تمدن‌ كرت‌

– چون‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و جبل‌طارق‌ را پشت‌ سر گذاريم‌ و به‌ آرام‌ترين‌ درياها، مديترانه‌، پانهيم‌، بي‌درنگ‌ به‌ صحنه‌ي‌ تاريخ‌ يونان‌ مي‌رسيم‌. افلاطون‌ گفته‌ است‌: «ما، به‌ سان‌ غوكان‌ گرد بركه‌، در كناره‌هاي‌ اين‌ دريا ساكن‌ شده‌ايم‌.» يونانيان‌، قرنها قبل‌ از ميلاد، در كناره‌هاي‌ اين‌ دريا، و حتي‌ در دورمانده‌ترين‌ سواحل‌ آن‌، كوچ‌ نشينهايي‌ ناپايدار، كه‌ در ميان‌ بر بريان‌ محاط‌ بودند، بر پا كردند. از آن‌ جمله‌اند: همروسكوپيون‌ و امپوريون‌ در اسپانيا، مارسي‌ (ماساليا) و نيس‌ (نيكايا) در فرانسه‌، و تقريباً همه‌ جا در ايتالياي‌ جنوبي‌ و سيسيل‌. كوچ‌ نشينان‌ يوناني‌ شهرهايي‌ پر رونق‌ در كورنه‌ (آفريقاي‌ شمالي‌) و نوكراتيس‌ (دلتاي‌ رود نيل‌) به‌ وجود آوردند، و تلاش‌ بي‌آرام‌ آنان‌، در آن‌ زمان‌ نيز مانند قرن‌ ما، جزيره‌هاي‌ درياي‌ اژه‌ و سواحل‌ آسياي‌ صغير را به‌ شور افكند. اينان‌ براي‌ بازرگاني‌ پردامنه‌ي‌ خود شهرها و آباديهايي‌ در كرانه‌هاي‌ داردانل‌ (هلسپونتوس‌) و درياي‌ مرمره‌ (پروپونتيس‌) و درياي‌ سياه‌ بنياد نهادند. از اين‌رو دنياي‌ يونان‌ باستان‌ بسيار پهناور بود، و شبه‌ جزيره‌ي‌ يونان‌ فقط‌ بخشي‌ كوچك‌ از آن‌ به‌ شمار مي‌رفت‌.

اگر تاريخ‌ گذشته‌ را مرور كنيم‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ كه‌ دومين‌ گروه‌ تمدنها در مديترانه‌ ظهور يافت‌، همچنان‌ كه‌ قبلاً نخستين‌ گروه‌ در امتداد رودهاي‌ مصر و بين‌النهرين‌ و هند و پارس‌ و هند به‌ بار آمد، و مقدر بوده‌ است‌ گروه‌ سوم‌ تمدنها در سواحل‌ اقيانوس‌ اطلس‌ (تمدن‌ مدرنيته‌) درخشيدن‌ گيرد، و محتملاً گروه‌ چهارم‌ بر كناره‌هاي‌ اقيانوس‌ آرام‌ پديدار شود. چه‌ شد كه‌ چنين‌ شد؟ آيا پيدايش‌ تمدن‌ مديترانه‌اي‌ زاده‌ي‌ آب‌ و هواي‌ مساعد سواحل‌ اين‌ درياست‌؟ در آن‌ زمان‌ هم‌، مانند اكنون‌، بارانهاي‌ زمستاني‌ خاك‌ سرزمينهاي‌ پيرامون‌ مديترانه‌ را مي‌پروردند و يخبندانهاي‌ ملايم‌ مردم‌ را بر مي‌انگيختند. تقريباً در تمام‌ سال‌، آدمي‌ مي‌توانست‌ در فضاي‌ باز، زير آفتاب‌ گرمي‌ كه‌ هيچ‌ گاه‌ طاقت‌ فرسا نمي‌شد.، به‌ سر برد. با اين‌ همه‌، خاك‌ جزاير و سواحل‌ مديترانه‌ به‌ هيچ‌ روي‌، از لحاظ‌ حاصل‌خيزي‌، با دره‌هاي‌ رسوبي‌ گنگ‌ و سند و دجله‌ و فرات‌ و نيل‌ برابري‌ نمي‌كند، و امكان‌ دارد كه‌ كم‌ آبي‌ تابستان‌ بسي‌ زود آغاز شود يا بسيار ديرنده‌ شود. در منطقه‌ي‌ مديترانه‌اي‌، صخره‌- بنهاي‌ كه‌ بسيار در زير پوسته‌ي‌ نازك‌ خاك‌ به‌ كمين‌ نشسته‌اند و كشاورزي‌ را دشوار مي‌كنند. از اين‌رو، اين‌ سرزمينهاي‌ تاريخي‌ در بارآوري‌ نه‌ به‌ پاي‌ شمال‌ اعتدالي‌ و نه‌ به‌ گرد جنوب‌ استوايي‌ رسيدند، و كشاورزان‌ پر شكيب‌ آن‌ سامان‌، كه‌ به‌ لطايف‌الحيل‌ ازخاك‌ بهره‌اي‌ مي‌گرفتند، رفته‌رفته‌ از كار خود خسته‌ شدند، دست‌ از شخم‌زدن‌ كشيدند، و به‌ رويانيدن‌ زيتون‌ و تاك‌ پرداختند. از آن‌ پس‌ نيز بر آسايش‌ دست‌ نيافتند، زيرا هر لحظه‌ انتظار مي‌رفت‌ كه‌، در طول‌ يكي‌ از صدها چينه‌ي‌ فرو رفته‌ي‌ زمين‌، زلزله‌اي‌ خاك‌ را در زير پاي‌ مردم‌ بشكافد، آنان‌ را بترساند، و به‌ دينداري‌ زودگذري‌ سوق‌ دهد. بر روي‌ هم‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ آب‌ و هواي‌ مساعد، زاينده‌ي‌ تمدن‌ يوناني‌ نبود، و احتمالاً هيچ‌ تمدني‌ معلول‌ آب‌ و هوا نيست‌.

آنچه‌ مردم‌ را به‌ درياي‌ اژه‌ كشانيد، جزاير اين‌ دريا بود: منظري‌ زيبا داشتند و با رنگهاي‌ تغييرپذير كوههاي‌ سايه‌ زده‌ي‌ خود، كه‌ همچون‌ معابد سراز درياي‌ آينه‌ گون‌ برآورده‌ بودند، هر دريا نورد افسرده‌ را به‌ شور مي‌انداختند. مناظري‌ از اين‌ دلكش‌تر و در كره‌ي‌ زمين‌ كمياب‌ است‌؛ آدمي‌ چون‌ بر اژه‌ كشتي‌ براند، در مي‌يابد كه‌ چرا ساكنان‌ سواحل‌ و جزاير درياي‌ اژه‌ خاك‌ خود را حتي‌ از جان‌ خود بيشتر دوست‌ مي‌داشتند و، مانند سقراط‌، جلاي‌ وطن‌ را تلخ‌تر از مرگ‌ مي‌انگشاتند. جزاير درياي‌ اژه‌، جواهر آسا، در هر سو افشانده‌ شده‌ بودند و از يكديگر فاصله‌ي‌ اندكي‌ داشتند، چنان‌ كه‌ كشتي‌ به‌ هر سو كه‌ مي‌رفت‌ – به‌ خاور و باختر يا به‌ شمال‌ و جنوب‌ – هرگز بيش‌ از حدود شصت‌ كيلومتر از خشكي‌ دور نمي‌ماند، و اين‌ هم‌ دريا نوردان‌ را سخت‌ خوش‌ مي‌آمد. اين‌ جزيره‌ها، همانند كوهستانهاي‌ شبه‌ جزيره‌ي‌ يونان‌، در گذشته‌هاي‌ دور، مرتفع‌ترين‌ نواحي‌ سرزمين‌ پيوسته‌ي‌ وسيعي‌ بودند كه‌ به‌ تدريج‌ در درياي‌ خيره‌ سر غرق‌ شد و فقط‌ اين‌ جزاير را باقي‌ گذاشت‌ تا با قلل‌ خود به‌ مسافران‌ دور افتاده‌ خوش‌ آمد گويند و، چون‌ برج‌ ديده‌ باني‌، كشتيهاي‌ كهن‌ را، كه‌ البته‌ قطب‌ نما نداشتند، راهنمايي‌ كنند و به‌ ياري‌ بادها و آبها كشتيران‌ را به‌ مقصدش‌ برسانند. جريان‌ مركزي‌ نيرومندي‌ از درياي‌ سياه‌ به‌ درياي‌ اژه‌ مي‌رفت‌، و جريانهاي‌ ساحلي‌ گوناگوني‌ به‌ سوي‌ شمال‌ روان‌ بود. بادهاي‌ موسمي‌ شمال‌ باختري‌ منظماً در تابستان‌ مي‌وزيدند و به‌ كشتيهايي‌ كه‌ براي‌ فراهم‌ آوردن‌ غلات‌ و ماهي‌ و پوستهاي‌ نرم‌ از درياي‌ سياه‌ دور مي‌شدند كمك‌ مي‌كردند تا به‌ آساني‌ به‌ بنادر جنوبي‌ خود باز گردند. در مديترانه‌ ميغ‌ نادر بود، و بادهاي‌ ساحلي‌، بر اثر آفتاب‌ دائم‌، همواره‌ در جهات‌ گوناگون‌ مي‌وزيدند، به‌ طوري‌ كه‌ انسان‌ مي‌توانست‌، تقريباً در همه‌ي‌ بنادر و همه‌ي‌ فصول‌، بامدادان‌ با نسيمي‌ رهسپار شود و شامگاهان‌ با نسيمي‌ باز آيد.
در ميان‌ دريايي‌ همچون‌ لعل‌ روان‌، سرزميني‌ هست‌ به‌ نام‌ كرت‌. سرزميني‌ است‌ خوش‌ و پرمايه‌، محاط‌ در آب‌، با مردمي‌ بيرون‌ از شمار و نود شهر.» اين‌ وصفي‌ است‌ كه‌ هومر محتملاً ۹ قرن‌ از ميلاد (همه‌ي‌ تاريخها مربوط‌ به‌ دوره‌ي‌ قبل‌ از ميلاد است‌، مگر آنكه‌ با توضيحي‌ همراه‌ باشد يا صريحاً با كلمه‌ي‌ «ميلادي‌» مشخص‌ شود) از جزيره‌ي‌ كرت‌ مي‌كند. گرچه‌ اين‌ شاعر يوناني‌ كرت‌ را از ياد نبرده‌ بود، يونانيان‌ آن‌ زمان‌ تقريباً فراموش‌ كرده‌ بودند كه‌ روزگاري‌ اين‌ جزيره‌ي‌ پر ثروت‌، ثروتي‌ بيشتر داشت‌ و با ناوگاني‌ نيرومند بر قسمت‌ اعظم‌ درياي‌ اژه‌ و بخشي‌ از شبه‌ جزيره‌ي‌ يونان‌ سلطه‌ مي‌ورزيد و، سالي‌ هزار پيش‌ از محاصره‌ي‌ تروا، يكي‌ از هنري‌ترين‌ تمدنهاي‌ تاريخ‌ را به‌ بار آورد. در اشعار هومر سخن‌ از عصري‌ طلايي‌ مي‌رود با مردمي‌ متمدن‌تر از مردم‌ عهد آشفته‌ي‌ شاعر، و حياتي‌ پيراسته‌تر. شايد منظور هومر از اين‌ عصر طلايي‌ فراموش‌ شده‌، عهد فرهنگ‌ اژه‌اي‌ يا كرتي‌ باشد. زيرا همان‌ قدر كه‌ هومر از عصر ما دور است‌، فرهنگ‌ اژه‌اي‌ هم‌ از عصر او دور بود.
باز يافتن‌ تمدن‌ از كف‌ رفته‌ي‌ كرت‌ يكي‌ از توفيقهاي‌ عمده‌ي‌ باستان‌ شانسي‌ جديد است‌. اينجا جزيره‌اي‌ است‌ بيست‌ بار بزرگ‌تر از وسيع‌ترين‌ جزايرسيكلاد (كوكلادس‌)؛ هوايش‌ خوش‌ است‌، و كشتزارها و كوههايش‌، كه‌ روزگاري‌ جنگل‌ پوش‌ بودند، فرآورده‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ بار مي‌آوردند. ميان‌ راه‌ فنيقيه‌ به‌ ايتاليا، و مصر به‌ يونان‌ واقع‌ است‌، و از لحاظ‌ تجارت‌ و جنگ‌ وضعي‌ حساس‌ دارد. ارسطو به‌ وضع‌ مساعد كرت‌ اشاره‌ كرده‌ و متذكر شده‌ است‌ كه‌ اين‌ وضع‌ «مينوس‌ را به‌ تدارك‌ امپراطوري‌ اژه‌ قادر كرد.» محققان‌ عصر جديد داستان‌ مينوس‌ را، كه‌ همه‌ي‌ نويسندگان‌ كلاسيك‌ واقعي‌ مي‌شمردند، قصه‌ پنداشتند و رد كردند؛ تا شصت‌ سال‌ پيش‌، رسم‌ بر اين‌ بود كه‌، موافق‌ نظر گروت‌ ، هجوم‌ قوم‌ دوري‌ يا مسابقات‌ اولمپي‌ را آغاز تاريخ‌ تمدن‌ اژه‌اي‌ بينگارند. در ۱۸۷۸ ميلادي‌، تاجري‌ كرتي‌، كه‌ همنام‌ شاه‌ باستاني‌ كرت‌ بود و مينوس‌ كالوكايرينوس‌ خوانده‌ مي‌شد، در دامنه‌ي‌ كوهي‌ واقع‌ در جنوب‌ كانديا، اشياي‌ عتيق‌ از زير خاك‌ به‌ در آورد. شليمان‌ ، كاوشگر بزرگ‌ كه‌ كمي‌ قبل‌ از آن‌ موكناي‌ و تروا را از دل‌ خاك‌ بيرون‌ كشيده‌ بود، در ۱۸۸۶ به‌ ديدن‌ آن‌ محل‌ رفت‌ و آنجا را موضع‌ شهر كهنسال‌ كنوسوس‌ دانست‌. پس‌، در صدد كاوش‌ برآمد و با مالك‌ آن‌ محل‌ وارد مذاكره‌ شد. اما مالك‌ به‌ چانه‌زدن‌ پرداخت‌ و در سودجويي‌ كوشيد. شليمان‌ كه‌ قبل‌ از اشتغال‌ به‌ باستان‌شناسي‌، سوداگري‌ كرده‌ بود، به‌ خشم‌ كناره‌ گرفت‌ و فرصت‌ را براي‌ كشف‌ تمدن‌ ديگري‌ از كف‌ داد و چند سال‌ بعد در گذشت‌.
و….

 

این ها فقط بخشی از متون این مقاله و تحقیق و پروژه به صورت پراکنده و ناقص می باشد ، برای دانلود تحقیق ، دانلود مقاله ، دانلود پروژه به صورت کامل لطفا آن را خریداری نمایید. ( بالای صفحه )

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دانلود تحقیق مقاله يونان‌ در عهد تمدن‌ كرت‌”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا